بد و خوب اینترنت ، 1
پنجشنبه چهاردهم دسامبر
در باره اینترنت زیاد مطلب نوشته ام و خیال میکردم چیزی برای نوشتن نمانده. تا اینکه باصطلاح خیاط بکوزه افتاد! ولی بهتر است اول این ضرب المثل را موشکافی کرده کنار بگذاریم تا دفعه بعد که باصل موضوع برسیم. میگویند:
عاقبت خیاط در کوزه افتاد
The biter is sometimes bit
آنکه دیگران را گاز میگیرد گاه خودش گاز گرفته میشود
میگویند آن قدیما خیاطی بود که دکانش سر راه گورستان بود و هر وقت کسی از دنیا می رفت و او را به گورستان می بردند از کنار مغازه او می گذشتند. خیاط که دلش میخواست تعداد مرده ها را بشمارد ولی سواد نداشت یک کوزه را به دیوار آویزان کرد و مشتی سنگ هم پهلوی آن گذاشت و هر وقت جنازه ای را به گورستان می بردند سنگی داخل کوزه می انداخت و آخر ماه سنگ ها را می شمرد. کم کم دوستانش هم این قضیه را فهمیده و برای سرگرمی ازش می پرسیدند: "امروز چند نفر توی کوزه افتادند؟" مدتها گذشت و خیاط از دنیا رفت. یک روز مردی که از فوت خیاط بی خبر بود به مغازه اش رفت و آنرا بسته دید. از همسایه ها علت را پرسید و جواب شنید: "خیاط هم در کوزه افتاد"! و حالا این ضرب المثلی شده برای مواردی که کسی به بلائی دچار می شود که قبلاً در باره اش حرف می زده