در باره آمریکا ، 2
یکشنبه هفتم ماه می
(21 فوریه 2009) ... رابطه بین مذهب و مدارس دولتی خیلی گسترده و پیچیده است و از آن چیز هائی نیست که یکدفعه به دادگاه برود و تکلیفش روشن شود. در اینمورد مرز جدائی خیلی زیاد تابع زمان بوده است ... مدارس دولتی مجبور شدند که بیشتر و بیشتر در مقابل مذهب بیطرف شوند. از طرف دیگر وضع قوانین و رأی داد گاهها در این زمینه نتوانست آنهائی را که دلشان میخواست بچه هایشان در مدرسه تعالیم دینی به بینند قانع کند و کارهائی مثل خواندن انجیل، دعا خوانی و اجرای بعضی مراسم دیگر مذهبی در مدارس از آن چیزهائی بودند که خیلی به کندی از شدت و غلظت افتادند و هنوز هم که هنوز است اینجا و آنجا اختلافاتی بروز میکند
(22 فوریه 2009) یک نمونه جالب دعوا بر سر اینکه آیا تا کجا مذهب میتواند در مدرسه نفوذ کند ماجرائی بود که چند سال پیش در ایالت نبراسکا اتفاق افتاد. شاگرد مدرسه ای تقاضای تشکیل یک کلوب انجیل خوانی کرده بود که با دوستانش پس از ساعات رسمی مانند کلوبهای دیگر فعالیت کنند. ولی این امر با مخالفت مقامات دبیرستان مواجه شد و کارشان به دادگاه کشید. بالاخره پس از پنج سال دادگاه عالی به نفع آن دانش آموز رای داد ... جالبتر از آن موضوع خواندن دعای صبحگاهی در مدارس دولتی میباشد که به گونه های متفاوت و در ایالات مختلف عنوان شده و به دادگاه رفته و رای های گوناگونی نصیبش گردیده. مثلا در سال 1962 مدارس دولتی نیویورک تصمیم گرفتند که یک "دعای مذهبی خنثی" که به هیچ دار و دسته ای وابسته نباشد برای خواندن در مدارس تهیه کنند، ولی بلافاصله با مخالفت عده ای روبرو شدند و کارشان به دادگاه کشید. دادگاه رای داد که مدارس باید از برگزاری مراسم دعاخوانی خودداری کنند و انجام آنرا به والدین سپارند ... مراسم جشن فارغ التحصیلی مدارس دولتی در خیلی جاها طبق سنت با دعا خوانی یک کشیش شروع میشود ولی بخصوص اینروزها که نه تنها مسیحی بلکه یهودی و مسلمان و هندو و غیره هم بین فارغ التحصیلان وجود دارند، چه باید کرد؟ ...