نکاتی چند در حاشیه دموکراسی
جمعه بیست و چهارم مارس
اول یک جمعبندی کوتاه از خود اصول دموکراسی و بعد بنکات حاشیه ای میرسیم چون آنها هم شایسته موشکافی میباشند. دیدیم که دموکراسی صفات خوب و بد هر دو را در بر دارد ولی محاسنش بر معایبش می چربد و چون آلترناتیو بهتری هم وجود ندارد مجبوریم با آن بسازیم. این از این! در فضای نظرات روز چهارشنبه آقای خبازان نکاتی را عنوان کردند که بنظر من بطور کلی در حاشیه قرار دارند:
میگوئید: دموکراسی را نمی توان صادر کرد
میگویم: درست است. مگر اینکه کلماتی چون الگو قرار دادن، راهنمائی کردن، تشویق کردن، حمایت کردن، و نظائر آنرا بکار بریم
میگوئید: دموکراسی واقعی یک فرم نیست، بلکه یک مرحله از رشد و استقلال یک جامعه است که جامعه باید برای رسیدن به آن، تربیت شود
میگویم: کاملا درست است. پس چه بهتر هر چه زودتر دست بکار شد
میگوئید: حال آنکه دموکراسی آمریکایی، در کشورهای اسلامی منطقهی خاورمیانه، از طریق یکجانبهگرایی، نظامیگری، جنگطلبی، جهانیسازی، امپریالیسم و تفرقه بین دولتها حاصل نخواهد شد
میگویم: این گناه را باید بگردن خود ما آدمها انداخت و نه اصول دموکراسی. ما آدمهائی که پر از عیب و نقص هستیم. یعنی دارای آن صفات اهریمنی چون حرص و طمع، جاه طلبی، حسد و حس انتقام جوئی ووو میباشیم
میگوئید: به نظر من ایالات متحده سعی دارد، به زورِ قوای نظامیاش، دموکراسی مدل خودش را، به خوردِ کشورهای دیگر، علیالخصوص ممالک اسلامی بدهد
میگویم: اتفاقا این را ما بچشم خود دیده ایم (عراق را یادنات نرود)! ولی جواب اینهم همانست که در بالا گفتم. اصول دموکراسی از شرکت در اینگونه نابسامانی ها معاف است!
میگوئید: و همین رویهی سیاسی، خود نافیِ دموکراسی و آزادی است
میگویم: این یکی را قبول ندارم. کدام "دموکراسی و آزادی" را میگوئید؟ بنظر من دموکراسی در یک مملکت برای سیاستمداران آنجا همچو تکلیفی (عدم دخالت در ممالک دیگر) تعئین نمیکند