آزادی بیان و استقلال رسانه ها ، 5
دوشنبه سی ام ژانویه
(26 فوریه 2009) ... س: عرض شود که یک هموطن که فقط دو هقته است به لوس انجلس آمده و معلوم نیست که آیا جای دیگری رفته یا نه، در یک مجله قضاوت های جالبی کرده که بد نیست بشنوید. مثلا میگوید در اینجا هر کس میتواند بدون هیچ صلاحیت و مجوزی رادیو راه اندازد یا وقت تلویزیونی بگیرد یا یک نشریه منتشر کند. تا اینجا نظرتان را بگوئید تا برسیم به بقیه اش
ج: بطور کلی درست است ولی اینکه مختص لوس انجلس نیست. جاهای دیگر هم اینجور است و این از نتایج سیستم دموکراسی است
س: میگوید این رسانه ها که ادعای فرهنگی و اجتماعی بودن را دارند در عمل مطالب غیر اخلاقی و غیر فرهنگی و غیر مردمی ارائه میدهند
ج: این هم تازگی ندارد. در این مملکت و خیلی دموکراسی های دیگر ارائه مطالب آن چنانی یعنی پورنوگرافی تا حد زیادی آزاد است تا چه رسد به مطالبی که این هموطن آنرا غیر فرهنگی و غیر مردمی مینامد. تازه خیلی وقتها در اینکه چه چیز غیر اخلاقی و غیر مردمی است و چه چیز نیست اتفاق نظر وجود ندارد
س: ولی آقا انتقاد ایشان به رسانه های ایرانی است و نه آمریکائی
ج: یک بام و دو هوا که نمیشود. رسانه های ایرانی اینجا هم تابع همان شرایط هستند
س: یعنی ایشان باید این مطالب و برنامه های سبک را تحمل کند و جیک نزند؟
ج: نشد. درست است که دموکراسی اجازه نشر و پخش این برنامه های باصطلاح سبک را میدهد ولی در مقابل به ایشان و امثالشان هم این امکان را میدهد که از آن استفاده نکنند
س: یعنی اینکه رادیو را خاموش کنند، کانال تلویزیون را عوض کنند یا به نشریه بهتری روی آورند، بله؟
ج: طبیعی است. و اینجاست که میتوان به تعئین مرز موجود بین آزادی و محدودیت پی برد
س: نکند بخواهید از سطح دیپلم بالاتر بروید، آقا؟
ج: نه زیاد! تعئین اینکه چه چیزهائی در رسانه های اینجا آزاد است یا نیست کار مشکلی است ولی بطور کلی میشود گفت آن چیزهائی آزاد است که بکسی ضرری نرساند و نیز اجباری به استفاده از آنها هم نباشد
س: ولی آقا بنظر نمیرسد که این تشخیص همیشه آسان باشد
ج: البته که آسان نیست. برای همین هم هست که قاضی و دادگاه درست کرده اند!
س: شگفتی بعدی این هموطن اینست که در لوس انجلس گروه های مختلفی را میشود دید که مثلا در یک کانال تلویزیونی عقاید کاملا متضادی ارائه میدهند
ج: به! اینرا که دیگران از محسنات دموکراسی میدانند ایشان عیب تشخیص داده اند؟ البته باید اقرار کرد که برای آنهائی که آشنائی عمیق ندارند اینجور برداشت ها بعید نیست
س: در جای دیگر گفته اند که فقط در لوس انجلس شما میتوانید بدون هیچ مدرکی عنوان دکترا و مهندسی و غیره به خودتان بدهید بدون اینکه کسی مواخذه تان کند
ج: و ما خیال میکردیم فقط در ایران این کار را میکردند! خیر جانم، این را لابد همه جای دنیا کم و بیش میکنند و البته تا وقتی که فقط حرف باشد ممکنست کسی ازشان سند و مدرک طلب نکند ولی مطمئن باشید که وقتی لازم شد اینکار را خواهند کرد
س: راستش را بخواهید آقا، اینجور که ما داریم درک میکنیم گویا این هموطن به جامعه ایرانی اینجا خارج از متن و بطن آن یعنی مملکت و ملت و قوانین آمریکا نگاه کرده، در حالی که ظاهرا این درست نیست
ج: البته که درست نیست. چطور میشود چنین کاری کرد. مسلم است که ما ایرانیها هم مانند بقیه اقلیت های قومی اینجا تابع شرایط و قوانین موجود هستیم و میتوانیم از مواهب آن کمال استفاده را بکنیم، ضمن اینکه متاسفانه بعضی ها از سوراخ های فرار آن سو ء استفاده هم میکنند
س: خوب حالا بگوئید به بینیم به خوبی قرمه سبزی بود؟
ج: اگر آنرا هم آورده بودید که دیگر نور علی نور میشد!
معلومست این هموطن تازه وارد می بایست از قالب فکری گذشته اش بیرون آمده و ریزه کاری های آزادی بیان و استقلال رسانه های موجود در اینجا را فرا گیرد. چطور شد؟ تمیدانم!