آزادی بیان و استقلال رسانه ها ، 3
شنبه چهاردهم ژانویه
(دوم اکتبر 2010) ... اولین نکته ای که میخواهم رویش تاکید کنم آنست که این یک مملکت سرمایه داری است، شاید قدیمی ترین و بزرگترین. این بدان معناست که خیلی از امور زندگی روی مادیات می چرخد و پول و منفعت هدف نهائی و یا بقول خودشان bottom line میباشد. البته اینرا خیلی ها بد میدانند ولی من بخوب و بدش کاری ندارم. اینرا نوشتم باین امید که حرف های بعدی من روشن تر باشد!
بله، این هدف مادی در همه شئون وجود دارد حتی در رسانه ها. رسانه های گروهی در وحله اول کسب و کار و یا بقول خودشان بیزینس بحساب می آیند (استثنا هم وجود دارد که بعدا خواهیم دید) و باید در آخر سال سود مادی داشته باشند و گر نه زنده نمی مانند! ...
از طرف دیگر، رسانه ها که میگویند رکن چهارم ساختار سیاسی مملکت را تشکیل میدهند باید بمنزله چشم و گوش مردم باشند و خطاهای آن سه رکن دیگر را دریافته افشا کنند. و باین ترتیب رسانه ها نقش تصحیح کننده را بازی خواهند کرد و اینجاست که نقش "خدمات همگانی" رسانه ها مطرح میشود. ولی خب اگر خوب دقت کنیم نقش خدمت کردن را بطور کلی میشود به هر کسب و کاری نسبت داد. حتی آن بقال سر کوچه هم در ضمن اینکه کاسبی میکند دارد بما کمک میکند زندگی کنیم!