دموکراسی از الف تا یا ، 12
پنجشنبه سیزدهم ماه می
(13 جون 2014) چند روز پیش ایمیلی که لابد از یک چپی بود بدستم رسید با این عنوان که بازی های المپیک در خدمت نظام سرمایه داری است، و یا شاید اصلا علت وجودی آنست!
خب، معلومست دیگه! ما همه در خدمت نظام سرمایه داری هستیم، تا وقتیکه احساس حرص و طمع در خونمان در جریان باشد. که اینطور بوده و هست و خواهد بود
از این قبیل ایرادها زیاد شنیده ایم. مثلا می پرسند چرا اینهمه مردم فقیر و بی خانمان توی این مملکت وجود دارد؟ و خود جواب می دهند چون نظام اقتصادیش سرمایه داریست. یا نظام سیاسیش دموکراسی است. آخه یکی پیدا نمیشود بپرسد آقا جان! خانم جان! در کجای این دو نظام نوشته شده که برابری طبقاتی بوجود می آورد؟ ...
البته هرگز نباید گفت پس با این همه تفاصیل، نظام های موجود در دنیا همه در یک ردیف قرار دارند. ابدا! ولی اینرا میتوان گفت که حتی بهترینشان هم پر از عیب و نقص است ...
بزرگترین عیب دموکراسی همان اصل "حکومت اکثریت" است که بطور ذاتی و اتوماتیک باعث نارضائی آن اقلیت میشود. ولی این بدان معنی نیست که آن اقلیت را مثلا اعدام می کنند! یا به سیبری می فرستند! خیر! نیمه دوم همان اصل میگوید "با حفظ حقوق اقلیت" یعنی اینکه آن عده می توانند فعالیت کنند و حتی سعی نمایند در آینده به مقام اکثریت برسند ووو. و این را ما در همه جای دنیا بچشم خود دیده و می بینیم
در زمینه اقتصاد هم شبیه آن وجود دارد. اگر اصول سرمایه داری را که بازار آزاد و منافع شخصی را در بر دارد بحال خود رها کنند، اختلاف طبقاتی بیداد خواهد کرد. اینست که دولت ها مجبور به نظارت و دخالت میشوند. مثلا در این آمریکا در طول سالهای گذشته برنامه های خدمات اجتماعی چندی بوجود آمده که آخرینش بیمه بهداشت همگانی می باشد. تازه در بعضی ممالک اروپائی از اینهم موفقتر بوده اند. جالب آنست که در این راستا نه تنها دولتها بلکه موسسات خصوصی هم می توانند نقش مهمی بازی کنند. مثلا سازمانهای خیریه که بطور مستقیم و غیر مستقیم (مثلا با استفاده از معافیت های مالیاتی) از طرف دولتها حمایت میشوند در راه کوچکتر کردن شکاف طبقاتی می توانند خیلی موثر واقع شوند