X
تبلیغات
ینگه دنیا - علمی/زمین و موجودات

ینگه دنیا

گزارشهائی از ینگه دنیا برای آشنائی هموطنان داخل (و بقیه)

سونامی ، 5

چهارشنبه دهم آوریل

در مورد سونامی دو سال پیش ژاپن که پیامد زلزله شدیدی در آنجا بود مطالبی نوشته ام که در آرشیو موضوعی علمی/زمین و موجودات یافت میشوند. لب مطلب آن بود که دارند در سواحل غربی آمریکا یعنی از کالیفرنیا، اورگان، و واشنگتن گرفته تا آلاسکا که در آن بالاها قرار دارد به آشغالهائی بر میخورند که روی اقیانوس پخش شده، هزارها کیلومتر راه پیموده و از آن سر به این سر دنیا آمده اند. از جمله اینگونه واردات تعدادی موجودات دریائی، یک لنگرگاه کشتی و بالاخره یک توپ فوتبال امضا شده بود که صاحبش را در ژاپن پیدا کردند!

اخیرا یک محموله که شامل شش عدد ماهی مخصوص سواحل ژاپن در یک قایق چند متری بود بدست آوردند، که تنها یکیش را برای نمایش دادن نگاه داشتند و بقیه را معدوم نمودند.
چون همیشه این خطر وجود دارد که این موجودات مهاجر اثرات سوء روی بومی ها داشته باشند.
در واقع نگرانی اهل فن آنست که حدس میزنند بعضی از این مهمانان ناخوانده از نظرها پنهان مانده کشف نشده و باعث اختلال در محیط زیست منطقه می گردند

حالا یک معما! در این گزارش اخیر نویسنده خیلی اصرار داشت از قول کارشناسان امر تاکید کند که این ماهی ها با آن موجودات قبلی فرق دارند. یعنی اینکه مثلا بگوئیم اینها با پای خود باینجا آمده اند و آن دیگران را با زور آورده اند!

منکه هر چه فسفر سوزاندم تفاوتی ندیدم. ولی خب، لابد اهل فن بهتر میدانند و در واقع باید گفت ما مو می بینیم و آنها پیچش مو. بنابرین ما سخت نمی گیریم و ازش میگذریم!
ولی خب، اگر شما چیزی بنظرتان رسید به بقیه هم بگوئید

+ نوشته شده در  Wed 10 Apr 2013ساعت 1:11  توسط بهمن شهزادی  | 

سونامی ، 4

چهارشنبه بیست و هفتم فوریه

دفعات قبل که آخرینش روز بیست و چهارم آگست گذشته بود در باره اثرات منفی و زیانباری که زلزله دو سال پیش ژاپن بوجود آورده بود مطالبی نوشتم. امروز هم با اینکه بحث در باره همان زلزله است ولی نتیجه خوبی از آنرا نشان میدهد
بله، میگویند آن حادثه نتیجه مثبتی هم داشته. جل الخالق!

اگر حرف آخر را اول بخواهید آست که زلزله نامبرده که باعث خرابی مفصلی در یک نیروگاه اتمی در شهر فوکوشیما شد و تلفات و خسارات زیادی ببار آورد، ضمنا باعث شد که اشعه رادیوآکتیو فراری از محل، توسط آبزیان به این طرف و آنطرف کشانده شده باعث شود که دانشمندان بتوانند به مسیر حرکت این آبزیان پی ببرند

یک گروه تحقیقیاتی در بدن ماهی های تون که از آن سر اقیانوس آرام باین سر یعنی سواحل آمریکا مهاجرت کرده اند اثراتی از اشعه رادیوآکتیو (سزیوم 134 و سزیوم 37) که مشخصا مال آن نیروگاه بود مشاهده کردند. بعدا هم تحقیقات دیگری همین اثر را روی بعضی دیگر از آبزیان مانند کوسه ماهی، ماهی آزاد، لاک پشت آبی و حتی پرندگان دریائی دیدند، و باین نتیجه رسیدند که این امر بهترین راه برای مطالعه مهاجرت و رفت و آمد آبزیان در اقیانوس آرام میباشد

میگویند هنوز هم این نوع تحقیقات ادامه دارد ولی دانشمندان باید سرعت عمل داشته باشند چون اثرات رادیوآکتیو فوق بتدریج کم شده از بین میرود

+ نوشته شده در  Wed 27 Feb 2013ساعت 1:11  توسط بهمن شهزادی  | 

Russell's teapot

پنجشنبه سی و یکم ژانویه

اینرا در جواب به تقاضای نینا از ویکی پدیا اینجا نقل میکنم. جالب آنست که عنوان را نسبت به آنچه من قبلا دیده بودم و نام بردم تغئیر داده اند!

Analysis

Peter Atkins said that the point of Russell's teapot is that there is no burden on anyone to disprove assertions. Occam's razor suggests that the simpler theory with fewer assertions (e.g. a universe with no supernatural beings) should be the starting point in the discussion rather than the more complex theory.[3] Atkins notes that this argument does not appeal to the religious because, unlike scientific evidence, religious evidence is said to be experienced through personal revelation that cannot be conveyed or objectively verified.

In his books A Devil's Chaplain (2003) and The God Delusion (2006), Richard Dawkins used the teapot as an analogy of an argument against what he termed "agnostic conciliation", a policy of intellectual appeasement that allows for philosophical domains that concern exclusively religious matters.[4] Science has no way of establishing the existence or non-existence of a god. Therefore, according to the agnostic conciliator, because it is a matter of individual taste, belief, and disbelief in a supreme being are deserving of equal respect and attention. Dawkins presents the teapot as a reductio ad absurdum of this position: if agnosticism demands giving equal respect to the belief and disbelief in a supreme being, then it must also give equal respect to belief in an orbiting teapot, since the existence of an orbiting teapot is just as plausible scientifically as the existence of a supreme being.[5]

Carl Sagan uses Russell's teapot in the chapter "The Dragon In My Garage" in his book The Demon-Haunted World, and says "Your inability to invalidate my hypothesis is not at all the same thing as proving it true."[6]

Objections

Philosopher Brian Garvey argues that the analogy fails with regard to religion because, with the teapot, the believer and non-believer are simply disagreeing about one item in the universe and may hold in common all other beliefs about the universe, which is not true of an atheist and a theist.[7] Garvey argues that it is not a matter of the theist propounding existence of a thing and the atheist simply denying it - each is asserting an alternative explanation of why the cosmos exists and is the way it is: "the atheist is not just denying an existence that the theist affirms – the atheist is in addition committed to the view that the universe is not the way it is because of God. It is either the way it is because of something other than God, or there is no reason it is the way it is."[2]

The literary critic James Wood, without believing in God, says that belief in God "is a good deal more reasonable than belief in a teapot" because God is a "grand and big idea" which "is not analogically disproved by reference to celestial teapots or vacuum cleaners, which lack the necessary bigness and grandeur" and "because God cannot be reified, cannot be turned into a mere thing".[8]

One counter-argument, advanced by philosopher Eric Reitan,[9] is that belief in God is different from belief in a teapot because teapots are physical and therefore in principle verifiable, and that given what we know about the physical world we have no good reason to think that belief in Russell's teapot is justified and at least some reason to think it not.[10]

Philosopher Paul Chamberlain says it is logically erroneous to assert that positive truth claims bear a burden of proof while negative truth claims do not.[11] He says that all truth claims bear a burden of proof, and that like Mother Goose and the tooth fairy, the teapot bears the greater burden not because of its negativity, but because of its triviality, arguing that "When we substitute normal, serious characters such as Plato, Nero, Winston Churchill, or George Washington in place of these fictional characters, it becomes clear that anyone denying the existence of these figures has a burden of proof equal to, or in some cases greater than, the person claiming they do exist." [11]

+ نوشته شده در  Thu 31 Jan 2013ساعت 10:1  توسط بهمن شهزادی  | 

سوسک سرگین خور!

چهارشنبه سی ام ژانویه

به بخشید که این عنوان چنگی بدل نمیزند! ولی خب، کاریش نمیشود کرد چون تمام بحث امروز بر سر این سوسک است (dung beetles)  که البته جنبه علمی هم دارد!
اول یک مقداری از صفات و خصوصیات این حشره را می بینیم و بعد میرویم سراغ آخرین کشفیات

مانند خیلی جانداران دیگر این حشره هم انواع گوناگون دارد و من اینجا آن نوعش را که اخیرا مورد پژوهش قرار گرفته از ویکی پدیا توصیف میکنم. حشره ایست شب زی، با قدی دو سه سانتیمتر، و سرگین خور که مدفوع حیواناتی چون اسب و گاو و غیره را جمع کرده بصورت گلوله ای که ممکنست بیشتر از ده برابر خودش وزن داشته باشد در طول مسیری مستقیم بطرف لانه اش هل میدهد. این گلوله ها هم برای تغذیه اش بکار میروند و هم برای درست کردن آشیانه و خانواده!

از سالها پیش پی برده بودند که این حشرات مانند بعضی جانوران دیگر برای جهت یابی در رفت و آمد خود در شب، از نور ماه یا ستارگان استفاده میکنند، ولی حالا تحقیقات یک گروه سوئدی در آفریقا نشان داده که حتی وقتی جلو نورهائی مانند ماه و ستارگان را بگیرند این حشره می تواند با استفاده از اشعه صادره از کهکشان راه شیری برای جهت یابی خود استفاده کند.
این نتیجه گیری باعث شده که حدس بزنند جانوران دیگر هم ممکنست این کار را بلد باشند!

+ نوشته شده در  Wed 30 Jan 2013ساعت 1:11  توسط بهمن شهزادی  | 

دستکاری ژنتیکی ، 2

جمعه نهم نوامبر

حدود دو سال پیش (هفدهم آگست 2010) در این زمینه نوشته ای داشتم که چکیده اش این بود که دستکاری های ژنتیکی در گیاهان و نباتات برای مقاوم کردنشان در مقابل آفات گیاهی، گاهی اوقات نتیجه ای زیانبار بوجود می آورد، مثلا تولید آفتهائی که مقاومترند.
البته این مشکل تازگی ندارد و حتی در مورد خود آدمیزاد و میکرب های عفونی هم دیده شده

از طرف دیگر گاهی جنبه انسانی و اجتماعی دست کاری ژنتیکی مطرح میشود و آن اینست که بعضی ها عقیده دارند این نوع مواد خوراکی برای مصرف خوب نیست
اخیرا دیدیم که در ایالت کالیفرنیا این موضوع که آیا باید روی خوراکی های دستکاری شده برچسب زد یا نه، مورد نظرخواهی قرار گرفت ولی تائید نشد

اخیرا گزارشی خواندم بر این مبنا که اکثریت عظیم دانشمندان عقیده دارند که خوراکی هائی از این دست هیچ زیانی ندارند. فقط میماند به اینکه مصرف کنندگان هم قبول و به آن عادت کنند!

+ نوشته شده در  Fri 9 Nov 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

زمین لرزه ای از نوع دیگر در ایتالیا!

جمعه بیست و ششم اکتبر

در خبرهاست که دادگاهی در ایتالیا چند دانشمند متخصص در امور زلزله را بخاطر عدم پیش بینی درست در سال 2009 به زندان محکوم کرده و باعث شده خیلی ها را به لرزش و ناباوری وا دارد!

بله، سه سال پیش زلزله ای در یک شهر مرکزی ایتالیا رخ داد و باعث کشته شدن 300 نفر گردید این در حالی بود که روزها قبل از آن لرزشهای کوچکی در آن حوالی اتفاق افتاده بود و مسئولین شهر از جمله کارشناسان زلزله داشتند عقلشان را روی هم میگذاشتند به بینند چه کاری می توانند بکنند تا مردم را آگاه سازند. ولی قبل از هر گونه پیش بینی (که همه میدانند نزدیک به محال است) زمین لرزه وارد شد.
حالا یک دادگاه سه نفره شش دانشمند و یک مقام مسئول را هر یک به شش سال زندان محکوم کرده وخیلی ها را از این قضاوت عجیب به شگفت آورده.
طبق قانون اینها تا وقتی که جریان فرجام خواهی تمام نشود به زندان نخواهند رفت.

+ نوشته شده در  Fri 26 Oct 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

راکون آلمانی

جمعه دوازدهم اکتبر

شاید یادتان باشد شاید هم نباشد که چند مرتبه در باره سونامی ژاپن مطلب نوشته ام (آخرینش روز 24 آگست بود) و یکی از مهمترین نکاات مربوطه آن بود که در یک لنگرگاه کشتی که از ژاپن جدا شده و به این طرف اقیانوس و ساحل آمریکا آمده بود انواع زیادی از جانداران دریائی بومی ژاپن را سالم و زنده با خود آورده بود، و لازم میبود معدومشان کنند چون امکان زیادی وجود داشت که اینها برای جانداران بومی سواحل اینجا مضر و خطرناک باشند.
مطلب امروز مرا بیاد آن پدیده انداخت.

بله، میگویند راکون آمریکائی دارد در آلمان بیداد میکند! البته این پدیده سابقه تاریخی طولانی دارد. Raccoon که حیوانیست با چند کیلو وزن در حد یک سگ یا گربه، در اصل بومی آمریکای شمالی میباشد ولی اکنون در خیلی جاهای دیگر دنیا هم پیدا میشود.

در تاریخ ثبت شده که در سال 1934 یک کارشناس آلمانی برای غنی کردن انواع حیوانات جنگلی آنجا دو زوج راکون از آمریکا به آلمان آورد. بعد در زمان جنگ جهانی دوم بمبی محل سکونت مجموعه راکونها را از هم پاشید و پراکنده شان کرد. اینک حدس میزنند حدود یک ملیون از اینها در آلمان زندگی میکنند. عیبش آنست که خیلی هاشان دیگر در جنگل نیستند بلکه به اماکن مسکونی کوچ کرده و باعث درد سر اهالی شده اند.

بله، اینها در سقف خانه ها لانه میکنند. به باغچه ها سر میزنند، از ظرفهای آشغال سر در میآورند . . . و حتی گاهی دیده شده که سوار مترو میشوند و اینطرف آنطرف میروند!

+ نوشته شده در  Fri 12 Oct 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

جمعیت دنیا (پیش بینی ها) ، 6

جمعه سی و یکم آگست

عرض شود که در آن گزارش لوس انجلس تایمز اشاره ای به چند متخصص امور جمعیت شده بود که یکیش در باره پیش بینی های آقائی بنام    Paul R. Ehrlichبود.
منهم که سرم واسه این جور کارها درد میکنه رفتم سراغ ویکی پدیا!

این آقای هشتاد ساله استاد بیولژی در دانشگاه معروف استانفورد است و یک جایزه بین المللی هم نصیبش شده. اینرا نوشتم که خیال نکنید او از پشت کوه آمده!

ولی مهمترین دلیل شهرت و معروفیتش کتابی بود بنام  The Population Bomb  (بمب جمعیت) که در سال 1968 نوشت و جزو پر فروش ترین کتاب سال در آمد، در حالی که پیش بینی های خیلی شدید و غلیظش در باره افزایش جمعیت و پیامد های وخیم آن خیلی بحث بر انگیز بود و مورد انتقاد قرار گرفت.

بله، این جناب گفته بود که در ده بیست سال بعد از آن تاریخ، بخاطر ازدیاد بیرویه جمعیت ما شاهد قحطی و گرسنگی و دیگر آلام اجتماعی وخیمی خواهیم بود، از جمله بهلاکت رسیدن صدها ملیون آدم! و توصیه کرده بود که باید هر چه زودتر و شدیدتر جلو ازدیاد جمعیت را گرفت. البته با اینکه این آزیرهای خطر باعث بیدار شدن مردم گردید ولی معلومست که خیلی غلو شده بود.

در همان سال این آقا با همفکرانش اقدام به تاسیس یک موسسه غیر انتفاعی نمودند بنام
Zero Population Growth  (ازدیاد جمعیت با در صد صفر) و حرفشان این بود که باید هر چه زودتر جلو افزایش جمعیت گرفته شود و گر نه قیامت سر میرسد!
منکه جزئیاتش را نمیدانم ولی می توانم تصور کنم که چند تا دانشگاهی در "قصرهای مطلای" خود نشسته و خیال میکردند که مانند درس دادن سر کلاس می توانند به آدمهای آنطرف دنیا حالی کنند که جلو زاد و ولد خود را بگیرند! بابا ایوالله!

+ نوشته شده در  Fri 31 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

سونامی ، 3

جمعه بیست و چهارم آگست

این دنباله مطلبی است که روز بیستم جون نوشتم و خلاصه اش آن بود که که دارند در سواحل غربی آمریکا به آشغالهائی بر میخورند که بر اثر سونامی سال گذشته ژاپن روی اقیانوس پخش شده، هزارها کیلومتر راه پیموده و از آن سر به این سر اقیانوس رسیده اند.

امروز هم در واقع چیز خیلی تازه ای ندارم اضافه کنم جز اینکه بگویم مسئله دارد مهمتر و دنباله دارتر میشود، بطوری که کنگره آمریکا در حال تصویب لایحه ای است که حدود سالی پنج تا ده ملیون دلار بودجه برای پاکسازی آشغالهائی که ممکنست در سالهای آینده از راه برسند تخصیص داده شود.
تا بحال مقامات ایالتی و محلی این گونه مخارج را متحمل می شده اند ولی چون آینده اش خیلی پر خرج پیش بینی میشود نتیجه  گرفته اند که لازمست دولت فدرال به مقامات محلی مانند ایالات آلاسکا، اورگان، واشنگتن و کالیفرنیا کمک کند.

دفعه قبل نوشتم که یک لنگر گاه کشتی شناور به طول بیست متر به سواحل ایالت اورگان رسیده و پر است از جانوران دریائی منطقه ژاپن، که میتوانند برای سواحل آمریکا و آبزیان بومی آن نواحی خطرناک باشند. اینست که همه شان را زیر چند متر ماسه مدفون کردند و خود لنگرگاه را هم استرلیزه نمودند. این عملیات برای ایالت اورگان نزدیک به یکصد هزار دلار هزینه در بر داشته.

همچنان که در عکس زیر می بینیم دارند لنگرگاه را که از سیمان و آهن ساخته شده می برند و قطعه قطعه می کنند تا نمیدانم چکارش کنند!

+ نوشته شده در  Fri 24 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

جمعیت دنیا (ایران) ، 5

چهارشنبه بیست و دوم آگست

پس از آنکه قسط چهارم  جمعیت را نوشتم گفت و گوئی به ترتیب زیر با  ر ا مــیــن  برقرار شد

رامین:  بالاخره نفهمیدیم جمعیتو زیاد کنیم؟ همینقدر نگه داریم؟ یا کمش کنیم؟ اینجا تو ایران که میگن باید زیادش کنیم . شما چی فرمایش میکنید؟ و چرا؟

من:  اتفاقا در روزهای آینده راجع به آن مفصل خواهم نوشت. اگر جواب آخر را اول بخواهید آنست که وقتی خیلی کلی نگاه کنیم معایب جمعیت زیاد، از محاسن آن بیشتر است.

آخرین بخش از گزارش روزنامه لوس انجلس تایمز اختصاص داشت به واکنش خصمانه کلیسای کاتولیک (واتیکان و پاپ) به برنامه های تنظیم خانواده. و مثال بارزی که آورده بودند در رابطه با کشور فیلیپین بود که میگفت در آنجا دولت به تبعیت از کلیسا برنامه ها و ابزار تنظیم خانواده را خیلی دشوار گرفته، بطوری که اکثر زنان طبقات پائین نمی توانند از پس مخارج آن برایند، و در نتیجه جمعیت بسرعت رو به تزاید است، در حالی که فقر و درماندگی هم بیداد میکند.

در کنار این گزارش ستون کوتاهی در باره وضع جمعیت در ایران نیز دیده میشد:

        در اوائل انقلاب و بخصوص در زمان جنگ با عراق، نظرکلی بر این بود که رقم تولید
        مثل باید بالا باشد تا سرباز بوجود آورد، ولی پس از جنگ به این نتیجه رسیدند
        که بالا رفتن بیرویه جمعیت وضع اقتصاد را متزلزل میکند و این بود که برنامه
        تنظیم خانواده با شدت و قوت دنبال شد، به طوریکه از اواخر دهه 1980 ایران
       ناظر بزرگترین و سریعترین سقوط میزان زاد و ولد بوده و اکنون میزان متوسط
       به زیر دو بچه برای هر خانواده رسیده.

من در ضمن خواندن این گزارشها عذر موجهی که در یکی دو مورد در جهت افزایش جمعیت دیدم آن بود که طرف میگفت جمعیت بیشتر باعث بالا رفتن نیروی کار و شکوفائی اقتصاد و پیشرفت اجتماع  میشود.
خب، اگر بخواهیم این استدلال را قبول کنیم باید بگوئیم پس ممالک چین و هند که بیشترین جمعیت را در دنیا دارند باید حالا گل سر سبد دنیا هم باشند!
در حالی که هیچ اینطور نیست و خیلی طول خواهد کشید تا شاید بتوانند شکم مردمشان را سیر کنند.....
یا اینکه نتوانند بکنند!

+ نوشته شده در  Wed 22 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

جمعیت دنیا (کمبود ها) ، 4

چهارشنبه پانزدهم آگست

مطلب هفته قبل را دنبال می کنیم. مهمترین نتایجی را که در رابطه با ازدیاد جمعیت دنیا (و حتی همین جمعیت فعلی) باید در نظر داشت عبارتند از کمیابی هائی مانند:

اراضی مسکونی و نیز قابل کشت               آب قابل مصرف          مواد خوراکی نباتی و حیوانی
منابع انرژی از قبیل نفت و گاز و ذغال سنگ                           منابع زیر زمینی دیگر مانند فلزات

البته تلاش در راه حفاظت محیط زیست و جلوگیری از گرمایش زمین که جای خود دارند، چون اگر در این راه قصور کنیم همه مشکلات ما دو چندان خواهند شد.

مشکل بزرگ دیگر آنست که خیلی وقتها عوامل نامبرده در جهت مخالف یکدیگر عمل می کنند و آدم را دچار سرگیجه می نمایند. مثالی بنظرم رسید که در زیر می بینیم.

عرض شود که سالهاست دارند ماده ای بنام اتانول را که در واقع همان الکل میباشد برای استفاده در اتومبیل امتحان می کنند و تا بحال موفق شده اند مخلوطی از آنرا با بنزین در اتومبیل های مخصوصی بکار برند.
در آمریکا دو نوع آن که یکی مخلوطی است با 10 در صد و دیگری با 85 در صد اتانول بکار میرود.
منبع تولید اتانول در اینجا معمولا ذرت است و فکر میکنم در حال حاضر تنها چند در صد از اتومبیل ها این جوری هستند.
کشور برزیل بیشترین بهره را از اتانول که از نیشکر بدست میاید میبرد، بطوریکه حدود 90 در صد از اتومبیل های آنجا از مخلوط بنزین و اتانول استفاده میکنند.

خب، ظاهرا ترفند خوبیست، مگه نه! یعنی اینکه آدم بتواند کم کم بجای بنزین که ذخیره زیر زمینی اش یک روزی تمام میشود از این الکل استفاده کند. بله؟
خیر جانم، به این سادگی ها نیست!
آخه مگه ذرت و نیشکر همین طوری روی زمین ریخته شده اند؟!
همین الان منطقه بزرگی از اراضی آمریکا که بخصوص مراتع کشت ذرت را در خود جای می دهند با خشکسالی بی سابقه ای روبرو شده اند، به طوری که حدود نیمی از محصولشان از بین رفته
و میگویند برای خورد و خوراک آدمیزاد هم به اندازه کافی ذرت وجود ندارد تا چه رسد به اتومبیل!

+ نوشته شده در  Wed 15 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

جمعیت دنیا ، 3

چهارشنبه هشتم آگست

اخیرا روزنامه لوس انجلس تایمز گزارش مفصلی در پنج بخش در باره افزایش جمعیت کره زمین منتشر کرده، و ظاهرا برای این کار اقلا یک گزارشگر را با یک عکاس به چند کشور از جمله چین و هندوستان که بیشترین جمعیت را دارند اعزام داشته، و حالا با کلی مطلب و عکس و آمار و ارقام اقدام به انتشار این گزارش نموده اند. من خیال دارم نکات جالبی از آنرا بتدریج اینجا بیاورم.

ضمنا چند ماه پیش (روزهای چهارم و هشتم نوامبر) در این زمینه مطالبی نوشته ام که این نکته اش برای امروزمان مناسب است:
دو عامل در میزان جمعیت دخالت دارند. یکی زاد و ولد است و دیگری مرگ و میر. تا بحال میزان اولی بیشتر از دومی و بنابرین جمعیت رو به افزایش بوده. تخمین مقامات سازمان ملل آنست که در طول سال میلادی 2011 تعداد 135 ملیون آدم بدنیا آمده و 57 میلیون در گذشته اند، و بنابرین پارسال 78 ملیون به جمعیت دنیا اضافه شده. 

رشد جمعیت از آن پدیده هائیست که اگر روند طبیعی و ثابتی داشته باشد همانطور که در دیاگرام زیر دیده میشود بطور تصاعدی بالا میرود. ولی خب، این از آن اگر هائیست که میتواند درست از آب در بیاید، یا نیاید! چون همه اش بستگی باین دارد که برای جلوگیری از ازدیاد نفوس راه حل های موثری اتخاذ بشود یا نشود.

فعلا یک آماری را که در این زمینه اهمیت دارد می بینیم و بقیه اش را می گذاریم برای آینده.
اینها را از ویکی پدیا نقل میکنم

در سال 1810 جمعیت یک میلیارد بود
در سال 1925 یعنی 115سال بعد شد دو میلیارد
در سال 1960 یعنی 35 سال بعد شد سه میلیارد
در سال 1975 یعنی 15 سال بعد شد چهار میلیارد
در سال 1987 یعنی 12 سال بعد شد پنج میلیارد
در سال 1999 یعنی 12 سال بعد شد شش میلیارد
در سال 2011 یعنی 12 سال بعد شد هفت میلیارد

همانطور که دیده میشود از سالهای آخر قرن بیستم به بعد از سرعت یا نرخ تصاعدی افزایش جمعیت کاسته شده و علتش هم تدابیر همه جانبه ای بوده که برای جلوگیری از افزایش جمعیت گرفته شده، و مهمترین آنها برنامه های تنظیم خانواده و از جمله برنامه اجباری یک فرزندی در چین بوده. بعبارت دیگر اگر این تدابیر اتخاذ نمیشد و میگذاشتند جمعیت با روند قبلی به ازدیاد خود ادامه دهد آن فواصل 12 سال هی کمتر و کمتر میشد.
حالا هم حدس میزنند که تقریبا 12 سال دیگر تعداد به 8 میلیارد برسد. خدا بدهد برکت!

+ نوشته شده در  Wed 8 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

کی مرد است و کی زن؟!

چهارشنبه اول آگست

این سوال که ظاهرا هر چهار سال یکبار موقع برگزاری مسابقات المپیک به گوش ما میرسد برای مسئولین امور، سوال همیشگی میباشد. آنها باید مطمئن باشند که یک مردی که ظاهرا شبیه زن است به رقابت با زنان نپردازد، و تجربه نشان داده که این تشخیص همیشه کار آسانی نیست!

ماه ها پس از برگزاری المپیک قبلی در چین  این موضوع در اخبار روز بود و من روزهای 24 آگست و 30 سپتامبر سال 2009 مطالبی در باره اش نوشتم. امروز پس از کلیاتی چند، خبری را که مربوط به آخرین راه حل برای رفع این مشکل میباشد می بینیم.

دانشمندان میگویند که مشخصات ظاهری بدن آدمیزاد همیشه با هورمونها و "دی اِن اِ" یعنی خصوصیات ژنتیکی بدن مطابقت ندارند و این امر باعث سر در گمی مان میشود. مضافا به اینکه یک آزمایش بیولوژیکی واحد و معتبر هم برای حل این معما وجود ندارد. میگویند از هر یکصد نوزاد یک نفر از همان موقع تولد وضع جنسی اش نرمال نیست و از هر یک هزار نوزاد یکی تحت عمل جراحی قرار میگیرد تا نقص طبیعت را در او اصلاح کنند.

آنچه هدف مسئولین امور المپیک بوده و هست جلوگیری از شرکت یک مرد در مسابقات زنانه می باشد. این مشکل از بازی های المپیک سال 1936 شروع شد و تا بحال هنوز راه حل مطمئن و عملی برایش پیدا نشده.
امسال تصمیم گرفته اند تنها به اندازه گیری میزان هورمون مردانه testosterone که باعث تقویت ماهیچه ها و بالا رفتن میزان سرعت و استقامت میشود بسنده کنند. میگویند مقدار این هورمون برای مردان بین 7 تا 30 واحد  nanomoles  در یک لیتر خون و برای زنان زیر 3 واحد است.
پس اگر کسی میزان هورمونش در محدوده هورمون مردان باشد نمی تواند در مسابقات زنان شرکت کند. با این ترتیب دیگر به این مسئله که کی مرد است و کی زن، کاری ندارند!

+ نوشته شده در  Wed 1 Aug 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

از پرنده به آدم!

دوشنبه بیست و پنجم جون

گزارش این جوری شروع میشود:
تحقیقات اخیر نشان داده که آنفلوآنزای پرندگان میتواند برای آدمیزاد هم خطرناک باشد.
مطالعه ویروس های تولید شده در آزمایشگاه باعث نگرانی مقامات ایمنی و بهداشت شده.
بقیه اش را بصورت خیلی خلاصه در زیر می بینیم.

در واقع اینجا دو موضوع مطرح است. اولیش مربوط میشود به نتیجه تحقیقات یک گروه از دانشمندان هلندی روی ویروسی با نام اختصاری H5N1  که باعث آنفلوآنزا در پرندگان میشود و در گذشته باعث هلاکت ملیونها پرنده گردیده.
تا بحال تصور میشد این ویروس نمی تواند برای انسان خطرناک باشد ولی این پژهشگران با مقداری دست کاری ژنتیکی در آزمایشگاه و ایجاد موتاسیون در آن ویروس پی برده اند که این امکان وجود دارد که یک روزی این ویروس با موتاسیون طبیعی خود باعث ایجاد بیماری و حتی اپیدمی گسترده در آدمیزاد شود.

از طرف دیگر مسئولین امور و بویژه مقامات بهداشتی در اینجا و آنجا نگرانند از اینکه این نوع تحقیقات آزمایشگاهی خود میتواند خطرناک باشد، بطوریکه امکان داشته باشد ویروس های تغئیر شکل یافته عمدا یا سهوا از آزمایشگاه به بیرون درز پیدا کرده باعث درد سر شوند.
حالا در واقع مسئولین امور در پی این مهم هستند که راهی پیدا کنند تا هم تحقیقات این نوعی یعنی با مصرف دوگانه 
dual-use research بتواند ادامه یابد در ضمن اینکه کنترل ها و مراقبت های کافی روی آنها باشد تا نتواند خود "قاتل جان" شود!

+ نوشته شده در  Mon 25 Jun 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

سونامی ، 2

چهارشنبه بیستم جون

روز ششم جون در مورد سونامی یکسال پیش ژاپن که پیامد زلزله شدیدی در آنجا بود مطالبی نوشتم. لب مطلب آن بود که دارند در سواحل غربی آمریکا یعنی از آلاسکا گرفته تا کالیفرنیا به آشغالهائی بر میخورند که بر اثر آن سونامی روی اقیانوس پخش شده، هزارها کیلومتر راه پیموده و از آن سر به این سر اقیانوس آمده اند. گزارشی که اخیرا خواندم مورد مهم دیگری را بازگو میکند.

یک لنگر گاه کشتی شناور به طول بیست متر از ژاپن به سواحل ایالت اورگان در شمال غربی آمریکا رسیده و پر است از جانوران دریائی منطقه ژاپن، که میتواند برای سواحل آمریکا و آبزیان بومی آن نواحی خطرناک باشد. این موجودات که زنده مانده اند و حدود سی نوع مختلف را شامل میشوند نزدیک به دو تن وزن دارند و خیلی هاشان بومی سواحل آمریکا نیستند و اینست که  خطرناک بحساب می آیند.

از جمله آبزیانی که مشاهده کرده اند یک نوع خرچنگ مخصوص ژاپنی و یک نوع جلبک قهوه ای است که ژاپنی ها ازش در پخت سوپ استفاده میکنند. میگویند حتی اگر بقیه مهمانان ناخوانده این لنگرگاه را ندیده بگیریم همین دو سه تا شان می توانند به اندازه کافی برایمان مضر باشند! اینست که همه شان را زیر چند متر ماسه مدفون کردند و خود لنگرگاه را هم استرلیزه نمودند.

+ نوشته شده در  Wed 20 Jun 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

یک عالمه میکروب!

دوشنبه هیجدهم جون

عنوان گزارش هست:  این پروژه میکروب های بدن آدمیزاد را ترسیم میکند
بقیه اش را بصورت خیلی خلاصه در زیر می بینیم.

پس از پنج سال رنج و زحمت و 170 ملیون دلار هزینه یک مجموعه چند صد نفری از پژوهشگران آمریکائی بالاخره موفق شده اند تحت پروژه ای با نام Human Microbiome Project یک سرشماری دقیق از موجودات میکروسکوپی موجود در بدن انسان انجام دهند. این تحقیق روی 242 نفر آدم سالمی انجام گرفته که چند سال تحت مطالعه ژنتیکی (دی اِن اِی ) مواد موجود روی پوست، آب دهان، بینی، شکم و دیگر نقاط بدن بوده اند.

این میکروبها انواع باکتری ها، ویروس، آمیب، و تک یاخته های قارچی را شامل می شوند.
میگویند بدن هر کدام از ما محل سکونت حدود 100 تریلیون (یعنی یکصد ملیون ملیون) میکروب است که جمعا دو سه کیلوگرم وزن دارند. اکثریت عظیم آنها از باکتری های گوناگونند که به ده هزار نوع میرسند. بعضی نقاط بدن مانند دهان پر است از انواع زیادی باکتری که تا حد زیادی بین افراد مشترکند، در حالی که در بعضی نقاط دیگر بدن مانند آلت تناسلی نوع خاصی از میکروب وجود دارد که بین افراد متفاوت است.

همان طور که میدانیم میکربهای داخل بدن انسان همه بد نیستند و بدون بعضی از آنها که مثلا در جهاز هاضمه مان وجود دارند زندگی ممکن نیست. در واقع تعداد قلیلی از آنها برای ما مضرند و دانشمندان امیدوارند با استفاده از نتایج این سرشماری و تحقیقات بیشتر بتوانند در یابند که چه تغییرات و عدم تعادل در حوزه زندگی میکروبهای بدن میتواند باعث بروز بیماری شود.

+ نوشته شده در  Mon 18 Jun 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

کامپیوتر آینده نگر!

چهارشنبه سیزدهم جون

شاید یادتان باشد شاید هم نباشد که مدتها پیش (18 فوریه و دوم مارس 2011) در مورد سوپر کامپیوتری بنام واتسون مطالبی نوشتم که خلاصه اش چنین بود:

شرکت آی بی ام واتسون را برای شرکت در یک مسابقه تلویزیونی که عمدتا بر داشتن اطلاعات عمومی و حافظه خوب و سرعت زیاد تکیه دارد ساخته و آماده کرده بود و در یک مسابقه که دو نفر از برندگان مشهور و قدیمی آن شو درش شرکت کردند قرار گرفت و برنده شد!
و این آغاز دیگری بود برای ساخت سوپر کامپیوتر های خیلی سریع و شاید گفت با هوش.

حالا میگویند سوپر کامپیوتری با نام  Yellowstone توسط گروهی از موسسات دولتی/علمی/دانشگاهی در ایالت  Wyoming  در دست ساخت است که بتواند آینده هواشناسی را خیلی بهتر از حالا پیش بینی کند.

علم هواشناسی و بویژه پیش بینی آن همواره با عوامل بی نظمی و هرج و مرج همراه بوده و هست، بطوری که مثلی بنام "اثر بال پروانه" را بوجود آورده که میگوید اگر پروانه ای در سواحل قاره آفریقا بالش را بهم بزند ممکنست در سواحل آمریکا طوفان دریائی بپا شود!
همواره سعی بر این بوده تا این عوامل جوی را بهتر شناخته در محاسباتشان در نظر بگیرند تا پیش بینیشان دقیقتر شود. حالا امیدوارند این سوپر کامپیوتر بتواند در این راه کمکشان کند.

مثلا سعی خواهند کرد با این کامپیوتر ذوب شدن مقدار یخ در قطب شمال را دقیقا اندازه گیری نموده و بعد پیش بینی کنند که مثلا آب فلان رود یا دریا چقدر بالا یا پائین میرود و اثرش روی آب و هوای یک منطقه چیست. با این محاسبات دقیق امیدوارند بتوانند بجای آنکه پیش بینی کنند در فلان روز گردبادی در فلان شهر بوقوع می پیوندد، بگویند در فلان ساعت از شبانه روز در فلان نقطه از آن شهر چنین اتفاقی خواهد افتاد.
نکند یک روز ادعا کنند که جام جهان نما ساخته اند!

+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

سونامی

چهارشنبه ششم جون

اول در مورد خود کلمه توضیح مختصری از لغتنامه دهخدا می بینیم:

سونامی (tsunami) شامل یک سری امواج اقیانوسی با طول بسیار بزرگ است که بدنبال زمین لرزه هایی که در زیر اقیانوس رخ می دهد، ایجاد می شود. فورانهای آتشفشانهای زیردریایی و زمین لغزشها هم می توانند موجب سونامی شوند.

خب، حالا یادآوری میشود که بیش از یکسال پیش (روز 11 ماه مارس 2011) بود که زمین لرزه ای بقدرت شماره 9 ریشتر در ژاپن اتفاق افتاد و بلافاصله باعث بوجود آمدن یک سونامی عظیم و کشته شدن بیش از 16 هزار آدم شد. و ما  امروز شرحی از عواقب آنرا در این سر دنیا می بینیم.

گزارشی خواندم مبنی بر اینکه در سواحل غربی آمریکا یعنی از آلاسکا گرفته تا کالیفرنیا شاهد آشغالهائی هستند که برا اثر آن سونامی روی اقیانوس پخش شده و هزارها کیلومتر راه پیموده و از آن سر اقیانوس باین سر آمده اند. باقیمانده هائی از قبیل مبلمان شکسته، اسباب بازی، وسائل ماهیگیری، بطری و نظائر آن، ظروف پلاستیکی و غیره

چند وقت پیش بود که در سواحل آلاسکا یک توپ فوتبال که اسمی هم رویش نوشته شده بود پیدا کردند و با پیگیری زیاد توانستند آنرا به صاحبش که جوانکی در ژاپن بود برسانند!
این البته از استثنائات بود چون تقریبا تمام آنچه به اینجاها میرسد بدون نام و نشانست.

+ نوشته شده در  Wed 6 Jun 2012ساعت 5:11  توسط بهمن شهزادی  | 

میکروب های لاک پشتی!

دوشنبه بیست و هشتم ماه می

(امروز آخرین دوشنبه ماه می و در آمریکا روز یادبود و تعطیل عمومی میباشد. روزیست برای گرامی داشت نظامیانی که در جنگهای گوناگون جان باخته و یا بقولی شهید شده اند.
ما هم الان در مرخصی هستیم و این نوشته را هم قبلا تنظیم کردم تا در این روز و ساعت بطور اتوماتیک ضبط شود. انشالله بدرستی انجام شود)

در واقع همانطور که خواهیم دید میکروبهای مورد بحث از لاک پشت هم خیلی خیلی کند تر زندگی میکنند. ولی خب، من توصیف بهتری پیدا نکردم!

بله، در خبرهاست که دانشمندان در قعر اقیانوس آرام (در نزدیکی های هاوائی) حدود سی متر پائین تر از کف اقیانوس به دنیائی از موجودات تک یاخته ای بر خورده اند که آنقدر زندگیشان کند می گذرد که مانند آن میماند که اصلا مرده اند. اندازه گیری میزان اکسیژن در آن مناطق نشان میدهد که این میکروبها ده هزار مرتبه کمتر از دیگر میکروبها اکسیژن مصرف میکنند و شاید ملیونها سال است که غذای تازه بهشان نرسیده!

میگویند مطالعه و تحقیق در باره این موجودات نشان خواهد داد که چطور امکان دارد حیات میکروسکوپی به این کندی ادامه پیدا کند. و این میتواند برای پی بردن به وجود حیات در کرات آسمانی مانند کره مریخ راهنمای خوبی باشد. و برای انبساط خاطر میگویند بد نیست که آدمیزاد هم (البته آنهائی که خیلی پر جوش و خروش هستند) درس بگیرند و آرامتر زندگی کنند!

+ نوشته شده در  Mon 28 May 2012ساعت 4:11  توسط بهمن شهزادی  | 

ماشین که احساس ندارد!

دوشنبه بیست و یکم ماه می

داشتم وارد اطاقی میشدم که شنیدم عیال محترمه دارد با تلفنش صحبت میکند.
یعنی او سوال میکند  و از آنطرف هم جواب میشنود.
البته این بخودی خود هیچ تازگی نداشت ولی عیبش آن بود که کسی آنطرف خط نبود بجز ماشین و کامپیوتر! بعد در یافتم که این دستگاه های نوظهور حتی با زبانهای مختلف هم حرف میزنند و می نویسند و تمام اطلاعات توی اینترنت را نیز در اختیارمان قرار میدهند. جل الخالق!
چند روز بعد مقاله ای خواندم که در زیر ترجمه مختصری از آنرا می بینیم.

دستگاه آیفون و بعضی دیگر از ماشین های امروزی چنان هوشمند شده اند که آدم خیال میکند غیر از سیم و ترانزیستور و دیگر اجزای الکترونیکی بیجان چیز دیگری هم داخل آنهاست.
ولی نیست!
با این وجود دانشمندان روزی را مد نظر می آورند که ماشینهای هوشمند نه تنها به خوبی آدمیزاد که آنها را ساخته اند باشند بلکه خواهند توانست خودشان را هم ترفیع دهند و باصطلاح به روز کنند.  و حتی بجای ما ماشینهای دیگری طرح نمایند. جل الخالق!

و حالا این سوال پیش می آید که آیا لازمست ما آدمها این ماشینها را دارای احساس بحساب آوریم و با آنها مانند آدمیزاد برخورد کنیم؟
واقعیت آنست که امروز کسی واهمه ندارد اگرمثلا یک توستر یا رادیو بزمین بیفتد و خرد و خمیر شود، ولی آیا می توان این کار را با یک دستگاهی (دوستی!) مانند آیفون که با آدم گپ میزند و بحث میکند انجام داد، با اینکه میدانیم همچو ماشینی واقعا بدون حس و احساسات است؟!

+ نوشته شده در  Mon 21 May 2012ساعت 1:26  توسط بهمن شهزادی  | 

زنبور عسل ، 2

دوشنبه دوم آوریل

حدود دو سال پیش مطلبی در باره زنبور عسل نوشتم و گفتم میگویند در اینجا  و بعضی ممالک دیگر دارد از تعدادشان بطرز عجیبی کاسته میشود، و باور کنید که این میتواند عواقب بدی برای رزق و روزی ما آدمها داشته باشد! چون همانطور که میدانیم خیلی از حشرات از جمله زنبور عسل کارشان تلقیح یا گرده افشانی نباتات برای باروری و بارآوری آنهاست. آنها اینکار را با رفتن از یک گل به گل دیگر و بردن گرده از یکی بدیگری انجام میدهند.

در آنجا دیدیم که در سالهای اخیر مشاهده شده خیلی از زنبورهای عسل بدون اینکه رد پائی از خود بجا گذارند غیبشان میزند! بطوریکه صاحبان کندوها، کارشناسان امر و بالاخره دانشمندان را نگران کرده و در صدد یافتن علت و راه حل واداشته. فرضیه های مختلفی از جمله تاثیر منفی سمپاشی های مختلف، انگلها و  ویروسهائی که روی زنبور موثرند، و غیره ارائه شده.

حالا خبر میرسد که دو گروه از دانشمندان با پژوهش های خود به اثر یک نوع ماده ضد آفت خیلی مشکوک شده اند. این گروه از مواد شیمیائی که  neonicotinoids  نام دارند و در تعدادی از مواد ضد آفت نباتات بکار میروند بطور غیر مستقیم یعنی وقتی که زنبور ها از گرده های گل این گونه گیاهان استفاده میکنند تحت تاثیر عوارض منفی آن قرار می گیرند و در یک کلام راه برگشت به خانه و کاشانه خود را گم می کنند!

یک گروه از این پژوهشگران در فرانسه با چسباندن وسائل رادیوئی خیلی مینیاتور به تعدادی زنبور عسل و خوراندن آن ماده شمیائی به نیمی از آنها در یافتند که میزان تلفات و گم و گور شدن در میان آنهائی که "مسموم" شده بودند دو برابر بیش از گروه دیگر بود!

گروه دیگری در اسکاتلند تحقیقات خود را روی زنبورهای درشت  bumblebees  انجام دادند. به این طریق که در یک فضای قابل کنترل دو گروه از این زنبور ها را تحت مطالعه قرار دادند و نتیجه گرفتند که زنبورهائی که آن ماده شیمیائی را مصرف کرده بودند 85 در صد کمتر از آن نیمه دیگر در مجتمع یا کلنی خود ملکه زنبور تولید کردند. و بقیه قضایا!

بله، مواد ضد آفت برای از بین بردن آفات گیاهی خیلی مفیدند ولی گاهی عواقب زیان بار هم دارند و میشود گفت اینهم یکی از آن مواردی است که میگویند "خواستند یک جایش را درست کنند جای دیگرش را خراب کردند"!

 

+ نوشته شده در  Mon 2 Apr 2012ساعت 8:11  توسط بهمن شهزادی  | 

لهجه داریم تا لهجه

دوشنبه ششم فوریه

روز نهم ماه می گذشته گزارشی نوشتم که من کلی با تلفنهای کامپیوتریزه شده شرکتهای هواپیمائی اشکال داشته ام چون لهجه مرا نمی فهمند! ضمنا به کامپیوتری بنام واتسون که قبلا شرحش را داده بودم اشاره کردم که درست است که مانند آدم حرف میزند و گوش میکند ولی دلم میخواست بدانم آیا او می تواند گفته و لهجه هر کس را بفهمد؟!

حالا می بینیم که ماشین حرف گوش کن دارد از جاهای دیگر هم سر در می آورد. از جمله تلفن باهوش  Siri  است که اخیرا گزارشی در باره اش خواندم. خلاصه اش این بود که یک خبرنگار روزنامه لوس انجلس تایمز رفته اسکاتلند و کشف کرده که این تلفن با لهجه غلیظ آنها خیلی مشکل دارد و گاهی جواب های سربالا میدهد. اینجا باید یادآوری کنم که خیلی از انگلیسی زبانان زنده هم با لهجه اسکاتلندی ها مشکل دارند!

بهر حال لابد بتدریج که تکنولژی پیشرفت میکند این اشکالات هم بر طرف میشود ولی معمولا اینجور پیشرفتها خیلی کند است. یادم می آید پنجاه شصت سال پیش خیلی ها پیش بینی میکردند که تا آخر قرن بیستم رباطی خواهیم داشت که می تواند بجای آدمیزاد تمام کارهای خانه را انجام دهد. و کامپیوتر نه تنها خواهد توانست بهتر از آدمیزاد فکر کند و تصمیم بگیرد بلکه یک قابلیت های مافوق انسانی هم خواهد داشت و و و

بنظر میرسد این قابلیت ها ممکنست بوجود آیند ولی کلی وقت میبرد . . .
شاید تا آخر قرن بیست و یکم!

+ نوشته شده در  Mon 6 Feb 2012ساعت 7:30  توسط بهمن شهزادی  | 

نجات نسل یک روباه

جمعه بیست و هفتم ژانویه

گاه گداری در باره حیواناتی که نسلشان در حال انقراض بوده و کوششهائی که برای جلوگیری از آن انجام شده نوشته ام و در آرشیو علمی/زمین و موجودات یافت میشوند. امروز نوبت به روباه رسیده! البته نه هر روباهی. بلکه یک نوعی از آنها که در یک جزیره نزدیک اینجا یافت میشوند و مختص آن جزیره هستند.

بله، این روباه ها که به بزرگی یک گربه میرسند چند سالیست که بر اثر ابتلا بیک نوع بیماری مسری داشتند بسرعت از بین میرفتند و حالا میگویند پس از 13 سال مداوا و حفاظت تعدادشان به بیش از 1500 تا رسیده که بیشتر از آنست که قبل از شیوع اپیدمی بوده. بنابرین مسئولین امر جش گرفته اند چون آنرا پروژه ای خیلی موفق در این زمینه تلقی میکنند.

این جزیره کاتالینا نام دارد و من روز 24 نوامبر 2008 گزارشی از مسافرت خودمان را به آنجا شرح داده ام و حتی عکسی هم چسبانده ام که باور کنید هنوز سر جایش مانده! میگویند تعداد ساکنین این جزیره حدود سه هزارتاست ولی سالیانه بیش از یک ملیون توریست به آنجا میروند.

+ نوشته شده در  Fri 27 Jan 2012ساعت 6:54  توسط بهمن شهزادی  | 

آدمیزاد بکجا میرود؟

پنجشنبه دوازدهم ژانویه

اینرا میتوان دنباله نوشته روز سی و یکم دسامبر که عنوان "باز هم پند و اندرز!" داشت تلقی نمود ولی بهتر دیدم عنوان تازه ای بهش بدهم! علت بازدید دوباره موضوع آن بود که دوستی در یک ایمیل اشاره ای به کتابی توسط  Steven Pinker  کرده بود که عقیده دارد جنگ و خشونت در دنیا کمتر شده و آدمیزاد دارد در صلح آمیزترین عصر تمدن خود زندگی میکند.

خب، من کتاب را نخوانده ام و نمیتوانم قضاوت مهمی بنمایم ولی میگویم بنظر میرسد که اساس و پایه این بحث الزاما بر تعاریف و فرضیاتی قرار دارد که اگر کمی تغئیر یابد حکم قضیه میتواند کلی بالا پائین برود. به عبارت دیگر مثلا یکنفر دیگر از جمله یک متخصص میتواند بیاید به همین دنیا نگاه کند و بگوید اوضاع بدتر شده! حالا بیا و درستش کن!

از طرف دیگر این نکته مرا بیاد نوشته 31 دسامبر خودم انداخت که گفته بودم تا بحال که صدها و هزاران سال از عمر آدمیزاد میگذرد و با همه پند و اندرزهائی که برای بهبود وضع زندگیمان شنیده ایم هنوز در خم یک کوچه مانده ایم. و من شخصا چشمم آب نمیخورد که حالا حالا ها اوضاع بهتر شود! چرا راه دور برویم اصلا من یک استدلالی دارم که نشان میدهد اوضاع بدتر خواهد شد!

خیلی ها را عقیده بر آنست که رفتار و کردار آدمیزاد روند نزولی دارد و بالاخره آنقدر اوضاع وخیم خواهد شد تا روز قیامت فرا رسد. البته همه اینرا قبول ندارند ولی بهر حال خودش یک فرضیه ایست و نشان میدهد که اقلا یک عده ای هستند که عقیده دارند صفات و اخلاقیات آدمیزاد روند نزولی دارد. حالا شما بگوئید چه استدلالی میتوان پیدا کرد که بگوید خیر، روند صعودی است؟!

+ نوشته شده در  Thu 12 Jan 2012ساعت 6:59  توسط بهمن شهزادی  | 

پرندگان گم گشته!

شنبه هفدهم دسامبر

دنباله مقاله آن آقای چینی را حاضر کرده بودم که امروز اینجا بچسبانم ولی نشد!
دیروز گزارش کوچکی در روزنامه حواندم که فکر کردم واجب تر است چون در باره هزاران پرنده گم گشته و بد شانس بود و حیفم آمد ازش بگذرم. با توجه به اینکه تا حالا همه اش در باره آدمها نوشته ایم حالا عیبی ندارد این یکی را به پرندگان به بخشیم!

عرض شود که عنوان خبر بود "پرندگان در یائی بداخل یک محل پارکینگ در ایالت یوتا شیرجه میروند" خب، نه تنها این عنوان جالب بود بلکه وقتی توی نخش رفتم دیدم اصلا خود پرنده هم از نوع جالبیست که من اصلا نشنیده بودم (ضمنا خیلی حیوانات دیگر را هم نشنیده ام!) این پرنده که grebe  نام دارد در ویکی پدیای فارسی چنین توضیح داده شده:

"کشیم یا مرغابی شانهبسر پرندهای است از راستهٔ کشیمیان.  پرندگان این راسته پرندگانی شیرجهزن هستند که پیرامون آبهای شیرین زندگی میکنند"

و اما خود خبر آن بود که چند هزار از این پرندگان مهاجر گویا محل پارکینگ یک فروشگاه بزرگ و اطراف آنرا با آب عوضی گرفته و سرراست وارد آنجا شده بودند و کلی تلفات داده اند. ضمنا مسئولین امور پرندگان و خزندگان موفق شدند حدود سه هزار تا از آنها را نجات داده وارد دریا کنند که صحنه ای از آنرا در زیر می بینیم. میگویند احتمالا بدی هوا و وجود ابر و طوفان و نیز چراغ های روشن شهری باعث سر در گمی آنها شده است.

+ نوشته شده در  Sat 17 Dec 2011ساعت 8:25  توسط بهمن شهزادی  | 

آیا جهان وطنی ایده آل است؟

سه شنبه سیزدهم دسامبر

بنظر من و در یک کلمه، خیر! اصلا از غیر ممکن بودن آن که بگذریم حسابش را بکنید چه تشکیلات، دولت، قدرت، و قوانینی لازمست که بتواند هفت میلیارد آدمهای کاملا متفاوت را تحت کنترل و نظم و قانون نگهدارد. و همانطور که روز شنبه نوشتم روند گرایشهای سیاسی اجتماعی در سالهای اخیر درست بر خلاف "یکی شدن" بوده. این از این!

حالا میخواهم غیر ایده آل بودن این هدف را بیشتر حلاجی کنم. اصلا میدانید چیست؟ حالا که دارم فکرش را میکنم و این سرزمین ینگه دنیا را نگاه میکنم (جاهای دیگر هم جای خود دارند!) می بینم، و دیگران هم عقیده دارند که در سالهای اخیر اختلافات سیاسی/اجتماعی بین مردم اینجا زیادتر شده و شکاف بین دو جبهه لیبرال و محافظه کار بیشتر گردیده و به اصطلاح پولاریزه تر شده اند. این امر در بین مقامات سیاسی و مراکز قدرت و بخصوص در کنگره بوضوح دیده میشود. حتی شاید برایتان جالب باشد بگویم که بعضی ها گزافه گوئی را بآنجا میرسانند که بگویند مثلا ایالت تگزاس باید از ایالات متحده آمریکا جدا و مستقل شود (اگر اشتباه نکنم استاندار فعلی تگزاس یک وقتی این حرف را زده!)

خب، با توجه به این اختلافات و اشکالات که در جاهای دیگر هم کم و بیش وجود دارند و مفهومش آنست که مردم یک مملکت هم بزور با هم میسازند، انتظار دارید مردم ممالک مختلف دور هم جمع شوند و با هم روبوسی نمایند؟! بنظر من چنین چیزی غیر ممکنست و بهتر است دورش را خط بکشیم. فقط خدا کند بتوانیم یک کمی بیشتر همدیگر را تحمل نمائیم.

آخه همه اش به آنجا برمیگردد که آدمیزاد بطور فطری و غریزی میخواهد مستقل باشد. اگر به اطراف خود نگاه کنیم می بینیم همه دارند داد و فریاد آزادیخواهی و دموکراسی سر میدهند. این در خون آدم است و کاریش نمیشود کرد!

+ نوشته شده در  Tue 13 Dec 2011ساعت 8:17  توسط بهمن شهزادی  | 

سودان هم دو تا شد!

شنبه دهم دسامبر

این مطلب را دارم در دنباله نوشته پریروز می نویسم، چون موقعی که داشتم آنرا حاضر میکردم به خاطرم رسید که در بعضی موارد دارد بر عکس جهانی شدن اتفاق می افتد و حتی اشاره ای هم به آن کردم و گفتم "بعضی ها به این امیدند که همه ما آدمها مانند اجزای یک خانواده و یا اقلا افراد یک ملت و بدون مرزهای جغرا فیائی با هم زندگی کنیم. . . ." و حالا میخواهم بیشتر حلاجیش کنم.

اگر حرف آخر را اول بخواهید آنست که جهانی شدن اگر در موارد زیادی مانند اقتصادی، علمی، فنی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و دیگر نمیدانم چه، دارد بوقوع می پیوندد اقلا در یک مورد نه تنها به پیش نمیرود بلکه روند پسروی دارد، و آن در زمینه مرزهای جغرافیائی است. که بنظر من اشکالی هم ندارد.

عرض شود که ایده جهان وطنی که فکر میکنم از ابداعات مارکسیسم/لنینیسم بوده پس از فروپاشی شوروی خیلی آسیب دید، ولی بنظر میرسد آن ایده هنوز پیروانی دارد و شاید هم یک زمانی در سالها و قرن های آینده نوادگان ما به آن نزدیک شوند. ولی من چشمم آب نمی خورد!

برای بررسی بیشتر موضوع من همه نوع استدلال دیگر را کنار می گذارم و تنها به "روند" تکیه میکنم. پس از آنکه اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و ملل آن از یکدیگر جدا شدند نوبت چکسلواکی و یوگسلاوی شد که هر یک چند قسمت شدند. حالا هم نوبت به سودان رسیده.

بله، در این اواخر کم و بیش دیدیم و شنیدیم که سودان دارد دو تا میشود و بالاخره هم در ماه جولای گذشته این امر اتفاق افتاد. انشالله به آنچه دلشان خواسته رسیده باشند. مهم برای ما و این نوشته آنست که مشاهده کنیم یک مرز جغرافیائی دیگر به آنچه موجود بود اضافه شد!

البته آش به این شوری هم نیست. در مقابل روند اضافه شدن مرزهای جغرافیائی که آن هم دامنه اش محدود است و شاید دیگر نظیرش اتفاق نیفتد، یک روند دیگر در حال نضج گرفتن بوده و هست و آن مربوط میشود به   هــــــمــــــکـا ر ی   بین ملل مختلف. ریشه این همکاری را میتوان در بوجود آمدن سازمان ملل متحد در 60 سال پیش (و حتی قبلا به سازمانی شبیه آن) جست. در سالهای اخیر بوجود آمدن اتحادیه اروپا و نیز یک اتحادیه ای بین ممالک آفریقائی و نیز بین اعراب از مظاهر این روند هستند، که بنظر من در آینده  ادامه داشته و گاماس گاماس پیش خواهد رفت!

+ نوشته شده در  Sat 10 Dec 2011ساعت 8:15  توسط بهمن شهزادی  | 

جهانی شدن ، 4

پنجشنبه هشتم دسامبر

به خواندن صفحه جهانی شدن در ویکی پدیا ادامه دادم و متوجه شدم که یک کمی قاراشمیش است! بدین معنی که معلومست چندین نفر آنرا نوشته اند و نظم و انضباط لازم را ندارد. اینست که با ذکر چند نکته زیر به این مبحث خاتمه میدهم.

بزرگترین مشکل برای من این بود که به بینم بعضی ها خیال می کنند این امر جهانی شدن یک واقعه ایست که ما میتوانیم جلوش را بگیریم و یا اقلا کاملا آنرا تحت کنترل آوریم. در حالی که اینجور نیست. جهانی شدن یک روند طبیعی است و مهمترین باعث آن همانا پیشرفت علم و تکنولژی است. تنها کاری که ممکنست موفق به انجامش شویم آنست که یک کمی آنرا کنترل کرده از معایبش بکاهیم، درست مانند هر تکنولژی دیگر و بویژه اینترنت. این از یکطرف.

از طرف دیگر کسانی هستند که زیاده از حد خوشبین بوده و جهانی شدن را درمان همه دردهای آدمیزاد میدانند. برای آنها بهتر می بینم جملاتی از آنچه را سه سال پیش نوشته ام تکرار کنم:

"بعضی ها که خیلی ایده آل فکر میکنند و یا بقول خودمان آرمانگرا هستند در این امیدند که ما همه مانند اجزای یک خانواده و یا اقلا افراد یک ملت و بدون مرزهای جغرا فیائی با هم زندگی کنیم. این بنظر من نه تنها غیر ممکن است که اصلا فایده ای هم ندارد! . . . . پس چه میشود؟ بنظر من اگر ما آدمها خیلی خوش شانس باشیم بطور کلی همانطور که بوده و هستیم می مانیم با این تفاوت که کم کم خواهیم توانست بیشتر و بهتر یکدیگر را تحمل نمائیم"

+ نوشته شده در  Thu 8 Dec 2011ساعت 6:5  توسط بهمن شهزادی  | 

جهانی شدن ، 3

چهارشنبه سی ام نوامبر

مطالعه ویکی پدیا را که ادامه دهیم موارد دیگر جهانی شدن را می بینیم.

گسترش و پیشرفت بی سابقه اخبار و اطلاعات از طریق ابزارهای جدید (و قدیم!) مانند استفاده از ماهواره ها، اینترنت، فیبر نوری، تلفن بیسیم (موبایل)، و غیره

در مورد زبان های مختلف این مطالب ذکر شده: 850 ملیون نفر در دنیا زبان مادریشان ماندارین است. پس از آن نوبت به اسپانیولی میرسد (330 ملیون) و بلافاصله به انگلیسی. از طرف دیگر معمولترین زبان دوم در دنیا همانا انگلیسی است، بطوری که 35 در صد نوشته های پستی، تلکسی، و تلگرافی در دنیا به انگلیسی میباشد. و نیز حدود 40 در صد برنامه های رادیوئی به انگلیسی بوده و می بینیم که زبان مشترک فضای اینترنت هم به انگلیسی است

حفاظت از محیط زیست یکی از اموری است که احتیاج به همکاری جدی و گسترده بین ممالک مختلف دارد، و این هم از جهانی شدن سود میبرد و هم خود آنرا تقویت می نماید. جلوگیری از: گرمایش زمین، آلودگی آب و هوا، گسترش میکربها و سرایت بیماری ها، ماهیگیری بیش از حد در اقیانوس ها، و نظائر آن همه در این رده قرار دارند.

توضیح اینکه ماندارین زبان رسمی چین است و فکر میکنم همه شان آنرا بدانند. برای آن 850 ملیون نفر، ماندارین زبان مادری میباشد در حالی که برای بقیه 500 ملیون نفر، زبان بعدیست.

+ نوشته شده در  Wed 30 Nov 2011ساعت 4:54  توسط بهمن شهزادی  | 

جهانی شدن ، 2

شنبه بیست و ششم نوامبر

دفعه قبل به آنجا رسیدیم که من رفتم سراغ ویکی پدیا (انگلیسی) تا مطالبی در زمینه جهانی شدن تهیه کنم. در ابتدا به جهانی شدن اقتصادی پرداخته اند ولی بلافاصله اشاره باین میکنند که چگونه اجتماعات، فرهنگها و اقتصادها بر اثر پیشرفت های تکنولژی، وسائل رفت و آمد، مخابرات و ارتباطات، وسائل حمل و نقل، روابط بازرگانی و غیره بهم آمیخته شده اند. پس اینها همه به هم وابسته و لازم و ملزوم یکدیگرند.

جنبه اقتصادی جهانی شدن را میتوان در از بین رفتن یا کمتر شدن موانعی چون تعرفه های گوناگون برای داد و ستد بین ممالک، هزینه های گمرکی صدور کالا، یا محدودیت در واردات و غیره در بین ممالک دید.  یکی دیگر از جاهائی که جهانی شدن اقتصاد تجلی میکند همانا بوجود آمدن کمپانی های چند ملیتی است که بعضی ها گاهی حرفهای بد بد پشت سرشان میزنند!

یکی دیگر از مظاهر جهانی شدن اقتصاد همانا بوجود آمدن سازمان جهانی تجارت  WTO می باشد که شانزده سال پیش تاسیس شد. وظیفه این سازمان نظارت بر امور داد و ستد و ایجاد تسهیلات بازرگانی بین ممالک عضو و احیانا میانجی گری بین آنهاست. در حال حاضر 153 مملکت در آن عضویت دارند. یادم می آید که سالها پیش دولت چین چقدر تلاش میکرد عضو بشود تا اینکه بالاخره ده سال پیش موفق شد.

+ نوشته شده در  Sat 26 Nov 2011ساعت 8:54  توسط بهمن شهزادی  | 

مطالب قدیمی‌تر